شرف الدين على يزدى

1069

ظفرنامه ( فارسى )

اين در اقامت وظايف فرمانبردارى و طاعت‌گزارى تقصير و اهمال جايز نداريم و به آنچه در مكنت و توان ما گنجد رضاى جانب شريف بندگان ايشان به دست آريم . عواطف پادشاهانه ايلچيان را به مرحمت و نوازش سرافراز گردانيد و به تشريفات و صلات اختصاص بخشيد و وعده‌هاى نيكو داد و مستظهر و « 1 » خوش‌دل « 2 » بازفرستاد و اهالى آن مملكت از نيرنگ آن مصالحت بغايت شادمان و فرحناك شدند . گفتار در محاربهء حضرت صاحب‌قرانى با سلطان مصر و ظفر يافتن در عين تسلط و كامرانى چون رايت نصرت‌شعار را ده روز در آن منزل توقف افتاده بود و علف نمانده فرمان شد تا يورتچيان علف غوطه را كه در طرف شرقى دمشق واقع است ، احتياط نمايند . ايشان به امتثال امر مبادرت نموده ، صورت حال عرضه داشتند و حكم جهان مطاع صدور يافت كه لشكر از آنجا كوچ نمايند و به غوطه نشينند تا چهارپايان را علف باشد ؛ و چون اردوى كيهان‌پوى در حركت آمد و تقدير آسمانى به ويرانى آن ديار جريان پذيرفته بود ، اهل شهر از جهل و نادانى گمان بردند كه ايشان را خوفى و ضعفى روى نموده و به عزم فرار سوار شده‌اند و متوجه صوب مشرق گشته و بنابرآن ظنّ كاذب ، انديشه كردند كه لشكرى به اين انبوهى را در حال كوچ كسى ضبط نتواند كرد و فرصت غنيمت مىبايد شمرد و كار از پيش برد ، كه اگر ما با حشرى عظيم بيرون مىرويم و به يك بار از پس پشت ايشان درآمده ، حمله مىكنيم 293 البته سراسيمه و دست‌پاچه مىشوند و از هم فروريخته متفرق و پراكنده مىگردند و ما را همين ناموس در عالم بس كه تا روز قيامت مردم « 3 » بازگويند ، و با اين امانى كه نتيجهء وساوس شيطانى بود ، لشكر مصر و شام تمام سوار گشتند . [ نظم ] سبك رزم را لشكر آراستند * به كوشش همه شهر برخاستند زمين با مه از گرد همراز شد * در حشر پنداشتى باز شد

--> ( 1 ) . ع : - مستظهر و . ( 2 ) . ع : خاطر . ( 3 ) . م : - مردم .